آدمك
بدون شرح
من این را خوب می دانم به دنیا اعتمادی نیست ... خاطرات آدمک را طوفان فراموشی حرمت این همه سال دوست داشتن را نمی فهمد .. من هیچوقت برای به دست آوردن کاری از دست نمی دادمت ! اگر هم از دست می دادمت تا آخر آن کار می رفتم آخر برای به دست آوردنش آدمکم را از دست داده بودم ! می بینی فاصله زیادی است بین من و تو آنقدر زیاد که دارم یخ می زنم ...! یکی از همین روزهایی که تو نیستی دیوانه می شوم ... تو هم باور کن که آدمک دلش برایت تنگ می شود من باور می کنم این سایه سنگین بد بینی را تو هم باور کن که آدمک همیشه دوستت دارد من می ایستم ... آدمک ایستاده می شکند تو بنشین و آسوده ... پیروز باش ... و ما هیچوقت معنایش را نفهمیدیم حالا تو نیستی و آدمک معنی این روزهای ساکت بی تو را خوب می فهمد ... چه زود غروب می شود و چه زود دلم برایت تنگ !! و نگاه آخرت که آتشم می زند آتشی که اشکهایم یک هفته نمی توانند خاموشش کنند تو می روی و من هنوز ساعت هاست که صدای بسته شدن در را می شنوم در گوشم تو می روی و من می مانم و این روزهای سرد بی تو من می مانم و حسرت حسرت آن صبح شنبه ای که تو پیشم باشی ... بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا و کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر " " دکتر شریعتی " چه زود خراب می شود دنیای عاشقی وقتی که یک نفر زود بزرگ می شود ... کمی فکر کنیم شاید بفهمیم که درد حسین این روزها تشنگی نبود حسین این روزها دردی نداشت خودش گفته بود که خدا مرا کشته می خواهد و اهل بیتم را اسیر حسین این روزها دردی نداشت چون برادری کنارش بود مثل عباس چون یارانش اگر اندک بودند ولی با وفا درد حسین نه سیاهی لشگر روبرویش که سیاهی دلهاشان بود ولی به قول دکتر شریعتی _ افسوس که به جای زخم دلش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را تشنگی بیان کردند _ این روزها که اشکهایت برای ریختن بهانه نمی خواهند آدمک را هم یادی کن التماس دعا ...
به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته
باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.
به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته
اند و هنوز انتظار می کشند.
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.
به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می
ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر
حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.
من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
سوگواری می کنم.
من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند
که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ
رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.
به افراد دور و بر خود فکر کنید ...
کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.
قدر لحظات خود را بدانید.
حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند
از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !
"دیروز"
گذشته است؛
و
"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.
لحظه
"حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.
اندکی فکر کن ...
| :قالبساز: :آدمك: |

